پربازدید های اهل بیتمهدویت و آخرالزمان

حسین و زینب سمفونی آزادگی و ظلم ستیزی

karbala-shia-muslim - - Fortieth of Imam Hussein in the Shiite Muslim- Imam Hussein- Shiites march in the fortieth anniversary of Imam Hussein- 14 ستاره- 14setare.com- اسلام- شیعه- امام حسین (ع)- آخرالزمان شیعه- امام مهدی (عج)- shia muslim- کربلا- عاشورا- اربعین- اربعین 95- راهپیمایی اربعین- عکس های پیاده روی اربعین سال 1395- تصاویر راهپیمایی اربعین95

قره بن قیس حنظلی از راویان حادثه کربلا می گوید هر چه را فراموش کنم، این گفته زینب (س)، دختر فاطمه (س) را فراموش نمی‌کنم که وقتی از کنار بدن برخاک افتاده برادرش حسین می گذشت گفت: ای محمد، ای محمد، فرشتگان آسمان بر تو صلوات گویند، این حسین است در دشت افتاده، آغشته به خون، اعضاء بریده! ای محمد، دخترانت اسیرند، ذریه‌ات کشته شده‌اند و باد بر آنها می‌وزد.

به گزارش چهارده ستاره، “بزرگترین گردهمایی مسالمت آمیز جهان”؛ این شاید پرکاربردترین توصیفی باشد که رسانه های بین المللی منعکس کننده رویداد “اربعین” مخابره می کنند.

بزرگترین گردهمایی مسالمت آمیز جهان“؛ این شاید پرکاربردترین توصیفی باشد که رسانه های بین المللی منعکس کننده رویداد “اربعین” مخابره می کنند.

اگرچه باید این واقعیت را در نظر داشت که غالب رسانه های غربی و وابسته به اردوگاه ایالات متحده و هم پیمانانش این رویداد عظیم را به طرز عجیبی زیر تیغ سانسور و بایکوت می برند.

با این وجود؛ حرف زدن درباره فردی که این اجتماع عظیم با نام او شکل می گیرد شاید بیش از هر چیزی ضرورت و اولویت داشته باشد.

“حسین”! معدود اندیشمندان غربی و غیرمسلمان که “حسین” را شناخته اند، بدون استثناء در برابر عظمت شخصیت حماسی و آزداه وی سر تعظیم فرود آورده اند و او را به غایت ستوده اند.

توماس کارلایل؛ فیلسوف، نویسنده و مورخ اسکاتلندی در همین زمینه می نویسد :

“بزرگترین درسی که ما از تراژدی کربلا می‌گیریم این است که حسین (ع) و همراهانش به‌شدت مؤمن به خدا بودند. آنها نشان دادند که وقتی پای حق و باطل در میان باشد، برتری عددی تأثیری ندارد. پیروزی حسین با وجود عده کم یارانش مرا شگفت‌زده می‌کند.”

اددوارد گرانویل براون؛ نویسنده و مستشرق سرشناس انگلیسی اما شاید بیش از کارلایل تحت تاثیر “حسین” و حماسه او قرار گرفته باشد.

وی می گوید: “یادآوری صحرای خونین کربلا که در آن نوه رسول خدا پس از شکنجه تشنگی و محاصره شدن با اجساد نزدیکان خود، به شهادت رسید، عمیق‌ترین غم‌ها را در هر انسانی برمی‌انگیزد، احساساتی که در برابر آن درد و و مرگ هم کوچک به نظر می‌رسند.

“حسین” مردی بود که تن به شمشیرها سپرد ولی حاضر نشد به ذلت تن بسپارد. او که جانشین بر حق جد بزرگوارش پیامبر اسلام به حساب می آمد هنگامی که پس از حکومت غاصبانه معاویه، با بر تخت نشستن یزید؛ فرزند فاسد و میمون باز او روبرو شد؛ احساس کرد “اسلام” یعنی آخرین دین آسمانی با تمام هویت و ویژگی هایش در معرض نابودی حتمی قرار گرفته است.

وی در پاسخ به فردی از نزدیکان فرماندار مدینه که “حسین (ع)” را به بیعت با یزید ترغیب کرده، آنرا به سود دین و دنیای او معرفی کرد فرمود:” آن گاه که والی مسلمانان کسی همچون ‏یزید باشد، باید فاتحه اسلام را خواند و با اسلام خدا حافظی کرد. از پیامبر خدا شنیدم که می‏ فرمود خلافت بر آل ابوسفیان حرام است.”

“حسین” اما تنها در برابر یزید، والی مدینه و نزدیکان وی قرار نداشت. بسیاری از افراد سرشناس آن روز دنیای اسلام نیز همین توصیه را با شکلی دیگر به “حسین” عرضه می کردند. آنها خواه ناخواه تسلیم را به او پیشنهاد می کردند.

“حسین” ولی برای دین و دنیای مردم احساس وظیفه میکرد. او نمی خواست با چشم خود ببیند که یزید زحمات پدربزرگ بزرگوارش را از بین برده، نام “اسلام” را به صفحات تاریخ ملحق می کند.

او بی شک برای خدا گام در راه نهاده بود. هنگامی که احساس کرد مدینه جای امنی نیست، وصیتی خطاب به برادر ناتنی خود محمد حنفیه سپرد و راه مکه را در پیش گرفت.

“حسین” نوشته بود :

“من از روی ناسپاسی و زیاده خواهی و برای فساد و ستمگری، قیام نکردم؛ بلکه اصلاح امّت جدّم را می‌جویم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدّم و پدرم علی بن ابی طالب(ع) رفتار کنم.” او نهایتاً جان عزیزش را در این راه فدا کرد و خانواده اش که خانواده پیامبر گرامی اسلام بودند، به اسارت عمال یزید درآمدند.

دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری “حسین” و ۷۲ تن از یارانش در نبردی نابرابر با لشکر ۳۰ هزار نفری عمر سعد به شهادت رسیدند. از آن پس دروان ۴۰ روزه اسارت خاندان پیامبر بزرگوار اسلام آغاز شد.

لشکر عمر سعد تا عصر یازدهم محرم در کربلا ماند تا کشتگان خود را به خاک بسپارد. عصر روز یازدهم کاروان اسرا به سمت کوفه حرکت داده شدند. در حالی که بدن های مطهر “حسین” و یارانش بر روی خاک رها شده بود؛ سرهای مطهر آن بزرگواران از تن جدا شده، بر نیزه ها همراه اسرا حرکت داده می شد. لشکر عمر بن سعد زنان اهل بیت را از کنار اجساد شهدا عبور دادند.

قره بن قیس حنظلی از راویان حادثه کربلا می گوید هر چه را فراموش کنم، این گفته زینب (س)، دختر فاطمه (س) را فراموش نمی‌کنم که وقتی از کنار بدن برخاک افتاده برادرش حسین می گذشت گفت:” ای محمد، ای محمد، فرشتگان آسمان بر تو صلوات گویند، این حسین است در دشت افتاده، آغشته به خون، اعضاء بریده! ای محمد، دخترانت اسیرند، ذریه‌ات کشته شده‌اند و باد بر آنها می‌وزد.”

این سخنان زینب دوست و دشمن را به گریه انداخت. زینب (س) اما به گواهی تاریخ تنها شیون نکرد. او در تمام طول دوران اسارت توسط عمال یزید، زبان گویای قیام سیدالشهداء بود و در مقاطع مختلف آنان را با خطبه های کوبنده اش خوار و رسوا ساخت.

این در حالی بود که او پنج برادر، دو پسر و بسیاری از عموزادگان خود را در یک روز از دست داده بود و سرهای مطهر آنان پا به پای کاروان اسرا حرکت داده میشد. زینب (س) پس از ورود به کاخ ابن زیاد در کوفه در برابر نیش و کنایه های آن ملعون پاسخ کوبنده ای به وی داد.

باری عبیدالله بن زیاد انتظار داشت، زینب مصیبت زده و عزیز از دست داده، با یک طعنه، به زانو در آید، اشک بریزد و عجز و لابه کند! آن پلید رو به حضرت زینب(س) گفت: “دیدی خدا با خاندانت چه کرد؟” زینب (س) اما در حال اسارت، کلامی را در پاسخ او گفت که هنوز هم در گوش تاریخ زنگ می زند. او در پاسخ آن ملعون فرمود:” جز زیبایی ندیدم!

آنان کسانی بودند که خدا مقدّر ساخته بود کشته شوند و آنها نیز اطاعت کرده و به سوی آرامگاه خود شتافتند و به زودی خداوند تو و آنان را (در روز رستاخیز) با هم روبرو می‎کند و آنان از تو، به درگاه خدا شکایت و دادخواهی خواهند کرد، اینک بنگر که آن روز چه کسی پیروز خواهد شد، مادرت به عزایت بنشیند ای پسر مرجانه!”

دیگر خطبه کوبنده حضرت زینب (س) اما در مجلس یزید بود. پنج روز پس از اقامت اسیران در کوفه، آنان را به همراهی سرهای مطهر به سمت شام و کاخ یزید ملعون حرکت دادند.

بنا بر نقل ابن اعثم و خوارزمی؛ ماموران عبیدالله بن زیاد از کوفه تا شام اسیران کربلا را بر محمل‌های بی‌پرده و پوشش، شهر به شهر و منزل به منزل بردند، آن‌گونه که اسیران (کافر) ترک و دیلم را می‌بردند.

امام سجاد (ع) نحوه برخورد ماموران عبیدالله را اینچنین روایت کرده است :

“مرا بر شتری لاغر و لنگ که جهاز آن چوبین و بدون زیرانداز بود سوار کردند، (که ناهموار راه می‌رفت) در حالی‌که سر امام حسین (ع) بر نیزه و زنان خاندان‌ِمان پشت سرمان و نیزه‌ها گرداگردمان بودند. اگر اشکی از چشم یکی از ما جاری می‌شد با نیزه بر سرش می‌زدند تا آنکه وارد شام شدیم.

وقتی به شام وارد شدیم یکی فریاد زد،‌ای مردم شام! اینان اسیران خانواده‌ای ملعون هستند.” یزید دستور داد تا شهر را به هنگام ورود اسیران آذین بندی کنند، سهل بن سعد ساعدی از جمله کسانی است که آذین بندی شهر و سرور و شادی مردم را به هنگام ورود اهل بیت مشاهده و توصیف کرده‌است.

با وجود تمام این مشقات، اهل بیت “حسین (ع)” هیچگاه امید خود را از دست ندادند.

حضرت زینب (س) در مجلس یزید مجدداً خطبه ای کوبنده ایراد کرده او را رسوا ساخت و فرمود :

“جاى شگفتى بسیار است که گروهى الهى و برگزیده، به دست حزب شیطان و بردگانِ آزاد شده، کشته شوند و خون هاى ما از این پنجه ها[ى ناپاک] بچکد و پاره هاى گوشت ما از دهان [ناپاک] شما بیرون بیفتد و شما گرگ هاى وحشى پیوسته به سراغ آن بدن هاى پاک و پاکیزه آئید و بچه کفتارها آنها را به خاک بمالند؟

اگر امروز [پیروزى بر] ما را غنیمتى براى خود مى دانى، به زودى آن را غرامت [و مایه زیان] خود خواهى یافت، در آن روز که جز محصول کرده خویش را نخواهى یافت. و هرگز پروردگار، به بندگانش ستم نخواهد کرد. من فقط به خدا شکوه مى کنم و تنها بر او اعتماد مى نمایم.

[اى یزید] هر چه نیرنگ دارى به کار بند و نهایت تلاشت را بکن و هر کوششى که دارى به کار گیر؛ امّا به خدا سوگند [با همه این تلاش ها] یاد ما را [از خاطره ها] محو نخواهى کرد و [چراغ] وحى ما را خاموش نتوانى نمود و به موقعیت و جایگاه ما آسیب نخواهى رساند.

هرگز لکّه ننگ این کار، از تو پاک نخواهد شد. رأى و نظرت سست و زمان دولت تو اندک است و جمعیت تو به پراکندگى خواهد انجامید در آن روز که منادى ندا دهد : “لعنت خدا بر ظالمان باد””

“حسین” و یارانش به پروردگار خویش پیوستند و حالا پس از ۱۴۰۰ سال از شهادت آنان، بزرگترین گردهمایی روی کره زمین در بزرگداشت آنان برپا می شود. و زینب(س) به یقین راست می گفت که یاد آنان از صفحه روزگار محو نخواهد شد.

مبارزه با ظلم و ستم اما زمان و مکان ندارد. هر کسی که بر “حسین” اقتدا کند، بی شک مانند او پیروز خواهد بود، حتی اگر در ظاهر شکست خورده باشد.

این تمام حقیقتی است که پس از ۱۴۰۰ سال از شهادت “حسین” ۲۰ میلیون نفر را در قرن ۲۱ در یک جا جمع میکند. مغناطیس ماورایی اندیشه و آرمان “حسین” بی شک برای آزادی تمامی جهان کافی خواهد بود و مهدی موعود(عج) نیز بر همین اساس قیام نهایی خود را پایه گذاری خواهد کرد.

امروز جهان در دست معدود سرمایه سالاران صهیونیستی است که برای تامین هر چه بیشتر منافع مادی خود ابایی از کشتن انسان ها در اروپا، آمریکا، آسیا و هر جای این کره خاکی ندارند و به یقین باید شخصی همچون “حسین” باشد تا در برابر آنان بایستد.

ایدئولوژی لیبرال سرمایه داری هر روز ثروتمندان را چاق تر و فقیرها را لاغرتر میکند. چرا که بر خلاف ظاهر جذاب و فریبنده اش برای تامین منافع مادی عده معدودی پایه گذاری شده است.

منبع : مشرق نیوز

————————————

برچسب

مطالب مرتبط را نگاهی بیندازید

0 دیدگاه برای : “حسین و زینب سمفونی آزادگی و ظلم ستیزی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرنامه 14 ستاره

برای دریافت آخرین اخبار و اطلاعات، عضو خبرنامه شوید.

آخرین مطالب مرتبط