پربازدید های اخبار مذهبیبزرگان اسلام و شیعهولایت فقیه

خدا یا کدخدا ؟! کدام راه امام است ؟

روح الله خمینی- X امام خمینی X اسلام ناب در کلام امام خمینی X دید امام خمینی درباره آمریکا X نظر امام خمینی درباره رابطه با آمریکا X 14 ستاره X 14setare.com X بنیان گذار انقلاب اسلامی X امام خمینی و کدخدا X امام خمینی و خدا

در مسیر بازخوانی مبانی و اصول شخصیت حضرت امام خمینی در آیینه کلام مقام معظم رهبری بر گرفته از سخنرانی ایشان در حرم مطهر حضرت امام که در مراسم سالروز وفات آن حضرت در سال گذشته تبیین شد، به مورد دوم با عنوان “اعتماد به وعده ی الهی و بی اعتمادی به قدرتهای مستکبر وزورگوی جهانی” میرسیم.

در مسیر بازخوانی مبانی و اصول شخصیت حضرت امام خمینی در آیینه کلام مقام معظم رهبری بر گرفته از سخنرانی ایشان در حرم مطهر حضرت امام که در مراسم سالروز وفات آن حضرت در سال گذشته تبیین شد، به مورد دوم با عنوان “اعتماد به وعده ی الهی و بی اعتمادی به قدرتهای مستکبر وزورگوی جهانی” میرسیم. این مشخصه چه قبل از تحقق انقلاب اسلامی و چه پس از آن در زندگی آن حضرت امام کاملا به چشم می آید، تا حدی که مطمئناً اگر چنین مشخصه ای وجود نداشت، از اساس حرکتی برای انقلاب اسلامی یا ایستادگی در برابر استبداد بی رحم داخلی و استکبار تمامیت خواه خارجی شکل نمیگرفت.

روح الله

به گزارش “۱۴ ستاره“، مشخصه اعتماد به خدا و بی اعتمادی به طاغوت نه تنها در شخصیت حضرت امام خمینی بلکه در سیره علمای دیگر دینی و اولیای الهی و در صدر آنها پیامبر عظیم الشأن انقلاب و اهل بیت معظمشان موج میزند. ایمان به خدا و کفر به طاغوت پس از آیه الکرسی در قرآن کریم و در جای جای این گنجینه الهی به عنوان یک دستور وجود دارد و از آن به عنوان عامل مهمی که سرلوحه تمام پیامبران الهی بوده یاد شده است. به راستی اگر اعتماد به وعده های الهی و بی اعتمادی به طاغوت نبود کدام پیامبر به رسالتش می پرداخت؟! جز این است که تمام موساهای زمان به قوت اعتماد به خدا و کفر به طاغوت توانستند در برابر فرعونها و تفرعنهایشان بایستند؟!

کمی جلوتر که میرویم می بینیم حتی در بسیاری از انقلابهای غیر مذهبی هم این دوعامل ایمان به خدا و کفر به استکبار با کمی قوت و ضعف وجود داشته اند، توگویی یکی از لوازم اولیه هر انقلاب و البته بقای آن است.

با درک جایگاه اعتماد به وعده های الهی و بی اعتمادی به قدرتهای مستکبر جهان در اندیشه تمام حرکت های آزادی خواهانه و الهی می بینیم که این ویژگی حقیقتاً بسیار مهم، کلیدی و از پایه های اساسی فکری حضرت امام خمینی و تشکیل و بقای انقلاب اسلامی ایران است و این جاست که جریاناتی که در پی ایجاد انحراف در مسیر انقلاب و گفتمانش هستند متوجه میشوند یکی از مهمترین موانع این نقشه شوم، وجود اعتماد به وعده های الهی و بی اعتمادی به استکبار است. ملتی که به وعده های خدا ایمان دارد و میداند که از دست طاغوت و استکبار خیری به ایشان نمیرسد، عمر و سرمایه اش را در انتظار نگاه و محبت و مذاکره با طاغوت و استکبار به باد نمیدهد، چنین ملتی گلوگاه های خود را از نقطه ضعف خارج میکند و اینقدر تقویت میکند که از چنگال استکبار در امان باشد و یا لااقل گلوی خویش را در دسترس دشمن قرار نمیدهد. چنین ملتی اول تلاش می کند در برابر تهدیدات نظامی، اقتصادی و تحریم، نقطه ضعف تعیین کننده ای نداشته باشد و سپس می کوشد اگر هم جایی نقطه ضعفی دارد که اصلاحش به زمان نیاز دارد، آنرا ناخواسته در معرض نفوذ و اعمال قدرت استکبار قرار ندهد.

ملتی که به خدا و وعده هایش ایمان دارد و چشم امیدش به استکبار نیست، استقلال اقتصادی،‌ فرهنگی و سیاسی و همچنین توان نظامی و بازدارندگی خود را با هیچ چیز امتیازی عوض نمیکند و میداند که دشمن برای گرفتن این نقطه قوت حتی حاضر است آنها را با سیاست چماق و هویج از دست ملتها خارج کند و البته همیشه در داخل کشورها هستند کسانی که نه چندان به خدا و حمایتش اعتماد قلبی دارند و نه چندان توان چشم پوشی از زر و زور استکبار را در ذهن! ایشان خواسته یا ناخواسته مفاهیم اعتماد به خدا و تحقق وعده های الهی را دور از دسترس و بعضأ غیر منطقی میدانند و بسیار دم دستی تعریف میکنند و از سوی دیگر مدام هیمنه استکبار را بزرگ و ایستادن در برابر او را غیر ممکن و بی عقلی نشان میدهند!

بحث دیگر اینکه شاید هیچ مسئول و شخصی در کشور نباشد که حاضر باشد خود را بی اعتماد به وعده های الهی و امیدوار به لطف استکبار معرفی کند، اما وقتی از نزدیک به رفتار این جریانها نگاه میکنیم و حتی صحبت هایشان را تحلیل میکنیم، می بینیم که متأسفانه ایشان با استفاده از توجیهات و بهانه جویی عملأ رویکردی را دنبال میکنند که اعتماد به وعده های الهی را ناشی از احساسات و غیر واقع بینی نشان و بی اعتمادی به استکبار را ماجراجویی، بی تعاملی، افراطی گری و خشونت طلبی نمایش دهند تا عملا بستر برای خدشه به این پایه مستحکم انقلاب اسلامی مهیا گردد.

این جریانات بیش از این که به وعده های الهی اعتماد داشته باشند به هنر خود در دیپلماسی ایمان دارند و بیش از اینکه به استکبار بی اعتماد باشند، به مخالفان استکبار و انقلابی های روزگار به چشم نامحرم نگاه می کنند. جریاناتی که نمی توانند معجزات الهی مانند شکست حصر پیامبر در شعب ابیطالب، پیروزی در جنگ های با عِده و عُده کمتر دربرابر لشگریان کفر و فتح مکه و … در صدر اسلام و معجزاتی چون شکست کودتای طبس، آزادی خرمشهر، خنثی شدن بسیاری از بدخواهی های استکبار و… را در زمان انقلاب به عنوان سنت و وعده الهی بپذیرند، دیپلماسی تعامل با دشمن را به مانند معجزه های واقعی معرفی میکنند و از همگان توقع سجده بر این دیپلماسی را دارند!

سیاوش آقاجانی

منبع : بولتن نیوز

—————————————————————–

برچسب

مطالب مرتبط را نگاهی بیندازید

0 دیدگاه برای : “خدا یا کدخدا ؟! کدام راه امام است ؟”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرنامه 14 ستاره

برای دریافت آخرین اخبار و اطلاعات، عضو خبرنامه شوید.

آخرین مطالب مرتبط